امروز: دوشنبه، 17 بهمن 1390
نسخه مناسب چاپ نسخه مناسب ذخيره ارسال به ايميل دیگران ارسال به ياهو مسنجر
اندازه متن: + -
تعداد بازديد: 154
زندگينامه شهيد مسعود رجائي
خوش دمي كز بهر يار مهربان ميرد كسي چون ببايد مرد، باري اين چنين ميرد كسي چون شهيد عشق را در كوي خود جاميدهند جاي آن دارد كه بهر آن زمين ميرد كسي ايستگاه راهآهن پل سفيد در بخش سوادكوه شهرستان قائمشهر، در ظهر روز چهارم ديماه سال 1342 نوزادي را به خود ديد كه بعدها گوشهاي از تاريخ پرماجراي ايران اسلامي را رقم زد. نامش را مسعود نهادند چراكه از همان ابتدا معلوم بود او در دنيا سعادتمند خواهد شد و رسيدن به فيض عظماي «شهادت»، عين «سعادت» است. وي دوران كودكي پرماجرا و پرخاطرهاي را پشت سر گذاشت و از حوادث بسياري با استعانت خداوند بزرگ رهائي يافت. مشيت الهي به اين تعلق گرفته بود تا اين كودك با سعادت، رشد و نمو يافته و با دريافت رهتوشههائي از انقلاب اسلامي و درسهاي مكتب امام خميني(ره)، در سختترين شرايط و در جنگي نابرابر و دفاعي مقدس، گرانمايهترين متاع خود را در طبقِ اخلاص قرار داده و به مشتري واقعي آن، يعني خداي قادر متعال بسپارد...
![]()
بخشهايي از وصيتنامه شهيد مسعود رجائي
بِسْمِ اللهّ الرَّحْمنِ الرَّحيم «كُلُّ نَفْسٍ ذ'ائِقةُ الْمَوتِ وَ اِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَمَةِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ اُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَ مَاالْحَيَو'ةُ الدُّنْيَا´ إِلاَّ مَتَاعُالْغُرُورِ» (آل عمران - 184 ) «هر نفسي شربت مرگ را خواهد چشيد و محققاً روز قيامت همه شما به مزد اعمال خود كاملاً خواهيد رسيد. پس هركس خود را از آتش جهنم دور داشت، و به بهشت ابدي درآمد، چنين كسي فيروزي و سعادت ابد يافت (و بدانيد) كه زندگي دنيا بجز متاعي فريبنده نخواهد بود.» بنام الله پاسدار حرمت خون شهيدان ...در سيلابهاي خروشان زمان، تنها به بستر آرامي نياز دارم كه در آن آسايش و آرامشي داشته باشم و در اين بستر به شناخت واقعي كه هر انسان دست مييابد، دست يابم. هر رودي بسته به موقعيت جغرافيائي، نياز به يك نوع حركت دارد. گاهي آرام ميشود، گاهي پرخروش. گاهي تنگ ميشود و گاهي پهن. خلاصه بسته به موقعيت، وضع آن تغيير ميكند. گاهي پرآب و گاهي كمآب ميشود. احتياج به آن بستر آرام دارم كه در آن، حركتم وسيله باشد براي شناخت و باور داشتن خدا. و از زيبائيهاي طبيعت ميخواهم استفاده كنم. كه پي به وجود يك حقيقتي ببرم كه در آن حقيقت هيچ فنائي نمييابم. نمي دانم چگونه بگويم؟ قلبم پر از سوز و خشم است. ناراحتم! بهر جهت، قلم بر روي ورق كار نميكند. قلبم پر طپش شده. خونم بسختي در جريان است. و حركت همراه با يقين است. چرا ما نبايد همديگر را دوست داشته باشيم؟ صحبت از يگانه بودنِ در ميان ماست. اگر ما يگانه باشيم، بيگانه نيستيم. «بيگانه آشنا» بايد قالبهاي قديم را شكست و از الا´ن به فكر قالبهاي نوين باشيم كه همديگر را از قلب دوست داشته باشيم و بشناسيم و درها را كليد باشيم، نه قفلي ديگر بر درهاي بسته!. بايد پرندهاي بود خوشخوان، سبك بال و تيزرو ولي آشنا. با خوشخواني، با زبان خوش و با سبكبالي، با تيزروي و با شناخت خود، متعالي شدن، خلوص و صفا را ياد بگيريم، بشناسيم و عمل كنيم...پدر، مادر و خانوادهام: از تمامي شما بخاطر زحماتتان قدرداني ميكنم. هرگز برايم گريه نكنيد و اگر خواستيد، در خفا انجام دهيد. هرگز براي شهيد متأسف نباشيد كه شهيد سعادتمند است و شهيد به لقاءا... پيوسته است. از شما تنها يك خواهش دارم و آن اين است كه براي من دعا كنيد كه سرتاپاي من گناه است. نماز قضا برايم بخوانيد و روزه قضا برايم بگيريد. التماس دعا.مسعود رجائي
برخي از دست نوشتههاي شهيد مسعود رجائي
« مهاجر در كوير » كويري به وسعت ايران و دادگاه بزرگ زمانه- به همت عاشق. و معشوقي به دنبال عاشق، كه حيات خويش را در «نگاه» و «انتظار» او ميبيند. در خويشتن خويش ميبيند كه چه ميگذرد و در انتظار ميماند. كبوتران با آوازِ پرواز خود، با بالهاي سفيد و صداي آواز بلبلان، حقيقت، بوي گل و بوي بهار را ميرسانند و روزي آفتابي و پر نعمت. بوي گلي ناشكفته اما پرپر گشته. ميگويد: « در انتظار باش كه انتظارتان صبرتان است. برخيزيد كه همه در انتظارند. چهره نما كه چشم به تو دوختهايم. تو شمعي هستي كه سوختهاي. تو فروغي هستي كه در نيستي فروزانتر هستي و پرنده سبكبالي هستي كه نداي بهار را ميرساند كه فقط پرواز ميكني و در انتظار ميگذاري.» و اما ما در كوير، محل تولدتان، محل زيستتان، محل عروجتان و تنهائيتان را فكر ميكنيم. شما در كوير متولد شديد، زيستيد، به خون آغشته شديد. شما روحي زنده در كالبد فرسوده هستيد. *** « انسان در گذر زمان » اي كوه؛ بگذار مانند تو سرافراز باشم. اي دشت؛ بگذار مانند تو مقاوم باشم. اي رود؛ بگذار مانند تو در سيلان باشم. اي آسمان؛ بگذار مانند تو گسترده و پهناور باشم و اي پرنده؛ بگذار مانند تو سبكبال باشم و پروازگر. چقدر غروب غمگين است. چقدر غروب انسان را به فكر « خون » مياندازد. چقدر زيباست وقتي كه پرستوها از راهي دور به آشيانههاي خويش بر ميگردند. وقتي بلبلان صداي آواز سرميدهند، وقتي كه كلاغها صداي قارقار سر ميدهند، خورشيد در پس كوهها درپس دشتها و درياهاي عظيم فرو ميرود و به انسان « آرامش » را نويد ميدهد. وقتي كه ستارگان در آسمانِ سيه رنگ چشمك ميزنند. وقتي ماه روي زيباي خود را به انسان نشان ميدهد؛ طبيعت به آرامش فرو ميرود و آرامشِ قوت بخشي براي طبيعت است. وقتي صداي گلولهاي بر ميخيزد، وقتي صداي گوشخراش تانكها در دشتهاي زيبا كه در هر نقطه آن منبعي عظيم از مقاومت و زيبايي نمايان است، به گوش ميرسد، صداي رزمندهاي برميخيزد كه انسان: « هميشه در پس هر آرامشي طوفاني است ». صدايي به گوش ميرسد كه مينالد و ميگويد: « هر انسان هميشه بايد در زمان باشد. چرا نبايد مانند آينه صاف و صيقلي شده باشد كه تمام عيبها و نقصها را به انسان نشان ميدهد؟ » *** « شهيد » خون شهيدان بيدار كننده و هماهنگ كننده فكرهاست. و شهيد فروزانتر است در نيستي. كه شهادت نه يك باختن كه يك انتخاب است. ايثار و از خودگذشتگي را بايد از حسين(ع) آموخت كه چگونه حج را نيمه تمام گذاشت و جانِ به امانت گذاشته خود را در راه خدا، در زمين كربلا فدا كرد و چه امانتدار خوب و شايستهاي بود. بايد انسان براي خويشتن، آخرت را بخرد نه دنيا را، كه دنيا چه گمراه كننده و چه لجنزاري است كه انسانهاي انساندوست را به خود جذب ميكند. انسان براي شناخت خدا ابتدا بايد خويش را بشناسد، بعد خدا خود به خود شناخته ميشود. بعد از شناخت، مسئوليت پديد ميآيد كه در قبالِ مسئوليت، فدا شدن. شهيد روشنگري است ناظر، آگاه و شاهدي زنده كه روحش هميشه در پرواز و در عروج است. عروج به سوي معبود. به سوي الله. پدر و مادر: هرگز نبايد فراموش كنيد كه ما امانت هستيم. در نزد خدا از ما راضي شويد كه رضايت شما آرامش ماست. هرگز خدا را فراموش نكنيد كه خدا حقيقتي است انكار نشدني. نوري است در ظلمت. من فرزند حقير شما هرگز نتوانستم مسئوليت فرزندي را ادا كنم و وجودي اضافه بودم براي شما. اين سعادت كه نصيب من شده، سعادتي است بزرگ و ديني است بزرگ. شما بايد كه سعي كنيد در راه خدا و براي رضاي خدا كار انجام دهيد. اگر پيروز شديم و راه كربلا را باز كرديم، به زيارت قبر شش گوشه امام حسين(ع) سرور و سالار شهيدان رفتيم، شما نيز به اين نيت دروني خود ميرسيد. و اميدوارم كه تمام مردم بتوانند به اين نيت دروني خود برسند. انشاءا...

















