امروز: سه شنبه، 18 بهمن 1390
نسخه مناسب چاپ
نسخه مناسب ذخيره
ارسال به ايميل دیگران
ارسال به ياهو مسنجر
اندازه متن: +  -
تعداد بازديد: 211
زندگي‌نامه‌ شهيد علي‌اكبر رجائي‌


امشب‌ ز غمت‌ ميان‌ خون‌ خواهم‌ خفت‌ وز بستر عافيت‌ برون‌ خواهم‌ خفت‌ باور نكني‌ خيال‌ خود را بفرست‌ تا در نگرد كه‌ بي‌ تو چون‌ خواهم‌ خفت‌

شهيد علي‌اكبر رجائي.jpg

وقتي‌ در سحرگاه‌ چهارم‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ 1387 هق‌ مصادف‌ با پانزدهم‌ آذر ماه‌ سال‌ 1346 هـ ش‌، پنجمين‌ فرزند پسر خانواده‌ پا به‌ عرصه‌ گيتي‌ نهاد، شايد همه‌ انتظار فرزندي‌ دختر را داشتند. اما هيچكس‌ آگاه‌ از حكمت‌ بالغه‌ الهي‌ نبود و اينكه‌ اين‌ فرزند پسر، خود ذخيره‌اي‌ براي‌ حماسه‌آفريني‌ در فرداي‌ اسلام‌ خواهد شد. نامش‌ را به‌ ياد سبط‌ اكبر سردار و سالار شهيدان‌، حسين‌ ابن‌ علي‌(ع‌)، علي‌اكبر نهادند. از همان‌ كودكي‌ تحت‌ تعاليم‌ اسلامي‌ قرار گرفت‌ و با مباني‌ مذهب‌ آشنا گرديد. بطوريكه‌ در سنين‌ قبل‌ از تكليف‌، هيچگاه‌ نمازش‌ ترك‌ نشد و در ايام‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌، روزه‌دار بود. و با شركت‌ در جلسات‌ قرآن‌ و بحث‌ و گفتگو در كتابخانه‌ فجر مسجد ثامن‌الائمه‌ شاهرود و ايفاي‌ نقش‌ در نمايشهاي‌ انقلابي‌ در دوران‌ خفقان‌ شاهنشاهي‌، خود را براي‌ دوران‌ سخت‌ سالهاي‌ پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌، آماده‌ مي‌ساخت‌. محيط‌ تربيتي‌ مناسب‌، از او فردي‌ ساده‌ و بي‌آلايش‌، خوش‌ برخورد و خوش‌اخلاق‌، فعال‌ در محيط‌ خانه‌ و اجتماع‌ و اهل‌ مسجد و دعا و از اصحاب‌ عاشورا ساخت‌. مساجد قدس‌ و حاج‌آقاصابر اراك‌ و هيأت‌ عاشقان‌ ثارالله‌، حضور جاودانه‌ و پر از رمز و راز و عاشقانه‌ و گريه‌ها و مويه‌هاي‌ او در عشق‌ به‌ سالار شهيدان‌ و يارانش‌ را فراموش‌ نمي‌كنند... شهيد علي‌اكبر رجائي‌ دوران‌ دبستان‌ خود را در مدرسه‌ شقاقي‌ شهرستان‌ شاهرود گذراند و پس‌ از آن‌ وارد مدرسه‌ راهنمائي‌ آيه‌الله‌ طالقاني‌ اراك‌ شد آنگاه‌ به‌ دبيرستان‌ سهم‌الملك‌ بيات‌ اراك‌ وارد و در رشته‌ اقتصاد به‌ تحصيل‌ ادامه‌ داد. او از سال‌ 1360 و با شروع‌ عمليات‌ فتح‌المبين‌ و بازديد از جبهه‌هاي‌ جنگ‌، با جبهه‌ و فرهنگ‌ آن‌ آشنا شد و پس‌ از طي‌ آموزشهاي‌ نظامي‌، به‌ همراه‌ برادران‌ خود در عمليات‌ رمضان‌(مرحله‌ پنجم‌) شركت‌ كرد. بعد از عمليات‌ رمضان‌، كمتر عملياتي‌ است‌ كه‌ لشكر علي‌ ابن‌ ابي‌طالب‌ (ع‌) در آن‌ حضور داشته‌ باشد، و رشادتهاي‌ او در آن‌ عمليات‌ را به‌ ياد نداشته‌ باشد. اين‌ شهيد عزيز با فراگيري‌ آموزشهاي‌ كوهنوردي‌ و راپل‌، خود را براي‌ عمليات‌ چريكي‌ آماده‌ كرد و به‌ همراه‌ همرزماني‌ چون‌ شهيد كاوه‌ نبيري‌ از فرماندهان‌ تيپ‌ 71 روح‌الله‌، در عملياتهاي‌ ايذائي‌ عليه‌ دشمن‌ بعثي‌ و همچنين‌ منافقين‌ كوردل‌ در جبهه‌هاي‌ غرب‌ و جنوب‌ و فكه‌ شركت‌ و منشاء فداكاريهاي‌ بيشماري‌ شد. عملياتهائي‌ چون‌ رمضان‌، والفجر مقدماتي‌، خيبر، فكه‌ و كربلاي‌ يك‌، حضور او را فراموش‌ نمي‌كنند. و سرانجام‌ سر خود را بر سرِ پيمان‌ خويش‌ نهاد و در عمليات‌ كربلاي‌ يك‌ در منطقه‌ مهران‌ و در تاريخ‌ 15/04/1365 شربت‌ شهادت‌ نوشيد.

متن‌ وصيتنامه‌ شهيد علي‌ اكبر رجائي‌

بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحيم‌ خدايا، من‌ شمعم‌ و ميسوزم‌ تا راه‌ را روشن‌ كنم‌، فقط‌ از تو مي‌خواهم‌ كه‌ وجود مرا تباه‌ نكني‌ و اجازه‌ دهي‌ تا آخر بسوزم‌ و خاكستري‌ از وجودم‌ باقي‌ نماند. خدايا به‌ ميدان‌ مبارزه‌ آمدم‌ و با دشمنان‌ قوي‌ كه‌ دولتهاي‌ بزرگ‌ پشتيبانشان‌ بودند پنجه‌ درافكندم‌ در حالي‌ كه‌ از ضعف‌ مادي‌ خود آگاهي‌ داشتم‌، اما به‌ اسلحه‌ شهادت‌ مجهز شدم‌ و با قدرت‌ ايمان‌ و عشق‌ به‌ ميدان‌ آمدم‌، عظمت‌ روح‌ را بر فرق‌ ماده‌ كوبيدم‌ و از جان‌ خود گذشتم‌ تا از قيد و بندهاي‌ مادي‌ آزاد گردم‌ و بتوانم‌ با عظمت‌ روح‌ سخن‌ بگويم‌، با سوزندگي‌ عشق‌ روشني‌ بخشم‌، با برندگي‌ حقيقت‌ به‌ پيش‌ بتازم‌، با غرش‌ رعد كلمه‌ حق‌ را بر فرق‌ منافقين‌ و ملحدين‌ بكوبم‌. با اسلحه‌ شهادت‌ به‌ ميدان‌ آمدم‌ تا با ابديت‌ به‌ درجه‌ وحدت‌ برسم‌، جز خدا چيزي‌ نبينم‌، جز خدا چيزي‌ نجويم‌ و جز خدا چيزي‌ نگويم‌ و جز خدا تسليم‌ چيزي‌ نشوم‌. خدايا، من‌ دلسوخته‌ام‌، از همه‌ چيز خود دست‌ شسته‌ام‌ و ديگر از كسي‌ و چيزي‌ بيمي‌ ندارم‌ و دليل‌ ندارد كه‌ تسليم‌ ظلم‌ و كفر شوم‌ و خدا را به‌ طاغوت‌ بفروشم‌. خدايا، آنروزي‌ كه‌ تصميم‌ به‌ شهادت‌ گرفتم‌ و از همه‌ چيز خود گذشتم‌ و براي‌ اولين‌ بار وصيت‌نامه‌ نوشتم‌ از همه‌ دردها و غمها آزاد شدم‌. خدايا، همه‌ روزه‌ به‌ درياي‌ مرگ‌ فرو مي‌روم‌، در گردابي‌ از خوف‌ و وحشت‌ غوطه‌ مي‌خورم‌، همه‌ روزه‌ اخباري‌ دردناك‌ مي‌شنوم‌ و به‌ انتظار فجايعي‌ عظيمتر لحظه‌ شماري‌ مي‌كنم‌. همه‌ روزه‌ طوفان‌ حوادث‌ مرا هر چه‌ بيشتر با خود مي‌برد و جز يأس‌ و بيم‌ و شكست‌ و تاريكي‌ و خوف‌ و ظلم‌ و كفر چيزي‌ در افق‌ نمي‌يابم‌. اما اي‌ خداي‌ بزرگ‌ : با اتكا به‌ ايمان‌ تو و با توكل‌ و رضاي‌ كامل‌ به‌ فرمان‌ تقديرت‌ و به‌ خاطر رسالت‌ بزرگي‌ كه‌ به‌ دوش‌ ما گذاشته‌اي‌ و بياد علي‌(ع‌)، بي‌ همتاي‌ انسانيت‌ و به‌ راه‌ حسين‌(ع‌)، بزرگ‌ شهيد عالم‌ خلقت‌، من‌ گستاخانه‌ و عاشقانه‌ در درياي‌ مرگ‌ شنا مي‌كنم‌ و در طوفان‌هاي‌ حوادث‌ غرق‌ مي‌شوم‌ و با اژدهاي‌ مرگ‌ پنجه‌ در مي‌افكنم‌ و با شمشير شهادت‌ سينه‌ ظلم‌ را مي‌درم‌ و با اتكا و ايمان‌ به‌ تو در مقابل‌ همه‌ عالم‌ مي‌ايستم‌ و با اراده‌ آهنين‌، جبر زمان‌ را به‌ خاك‌ مي‌سايم‌. « ببين‌؛ چگونه‌ در ميدان‌ نبرد مي‌خروشم‌، ببين‌؛ چگونه‌ به‌ معركه‌هاي‌ خونين‌ فرو مي‌روم‌، ببين‌؛ چگونه‌ به‌ گرداب‌ خطر غرق‌ مي‌شوم‌، ببين‌؛ چگونه‌ در طوفان‌ حوادث‌ جولان‌ مي‌دهم‌، ببين‌؛ چگونه‌ در درياي‌ مرگ‌ شنا مي‌كنم‌ تا به‌ ساحل‌ پيروزي‌ (نجات‌) برسم‌.» « چه‌ زندگاني‌ عاشقانه‌اي‌ و چه‌ قرباني‌ زيبائي‌ » من‌ به‌ عنوان‌ وصيت‌ چند جمله‌ايست‌ كه‌ مي‌نويسم‌ : 1. پدر و مادرم‌: من‌ براي‌ شما فرزند خوبي‌ نبودم‌ و حق‌ فرزندي‌ را خوب‌ اداء نكردم‌ پس‌ از شما مي‌خواهم‌ كه‌ مرا حلال‌ كنيد و از من‌ درگذريد. 2. پدر و مادرم‌ و برادران‌ و اهل‌ فاميل‌: من‌ را حلال‌ كنيد و از همه‌ برايم‌ حلاليت‌ بطلبيد و پس‌ از شهادتم‌ هر چه‌ مستحكمتر و پايدارتر به‌ اين‌ انقلاب‌ خدمت‌ كنيد و همواره‌ پشتيبان‌ و رهرو اين‌ رهبر كبير انقلاب‌ باشيد. 3. امت‌ حزب‌ الله‌: شما هم‌ جنگ‌ را فراموش‌ نكنيد و دنباله‌رو امام‌ و روحانيت‌ باشيد و از كمكهاي‌ مالي‌ و جاني‌ هر چند كه‌ تابحال‌ داده‌ايد، از اين‌ به‌ بعد هم‌ دريغ‌ نكنيد. 4. مادرم‌ : بعد از شهادتم‌ چون‌ رسالت‌ پيام‌ سنگين‌ خون‌ شهداء به‌ دوشت‌ است‌، پس‌ گريه‌ نكن‌ و زينب‌وار در مجلسم‌ سخن‌ گو و همچنين‌ پدرم‌ : مانند كوه‌ استوار باش‌ همچنان‌ كه‌ استوار بوده‌اي‌. 5. و اما دوستانم‌ : به‌ شما مي‌گويم‌ كه‌ جنگ‌ و انقلاب‌ را فراموش‌ نكنيد و بين‌ خودتان‌ برادري‌ و برابري‌ را فراموش‌ نكنيد و خداي‌ ناكرده‌ يك‌ وقت‌ مسائل‌ جزئي‌ باعث‌ جدائي‌ و ناراحتي‌ نشود. 6. از غيبت‌ و تهمت‌ جداً خودداري‌ كنيد چون‌ منشاء تمام‌ جدائيها و بدبيني‌ها همين‌ مسائل‌ است‌. 7. مسائل‌ اسلامي‌ را به‌ دقت‌ رعايت‌ كنيد و در انجام‌ فرائض‌ اسلامي‌ كوشش‌ كنيد. 8. مجالس‌ دعا و عزاداري‌ امام‌ حسين‌ (ع‌) را حتماً بپا داريد و فراموش‌ نكنيد. 9. كمتر شوخي‌ كنيد و در نمازهاي‌ جماعت‌ و جمعه‌ و ... شركت‌ داشته‌ باشيد چون‌ در صحنه‌ بودن‌ امت‌ حزب‌ ا... دشمن‌ را از پاي‌ درمي‌آورد. 10. من‌ آرزو داشتم‌ كه‌ در لباس‌ سبز سپاه‌ به‌ شهادت‌ برسم‌، برادران‌ قدر اين‌ لباس‌ را بدانيد. 11. امام‌ را دعا كنيد و آن‌ ابرمرد تاريخ‌ را فراموش‌ نكنيد. به‌ اميد پيروزي‌ رزمندگان‌ اسلام‌ و آرزوي‌ طول‌ عمر براي‌ رهبر كبير انقلاب‌ اسلامي‌

علي‌ اكبر رجائي‌

26/02/1365

مقام معظم رهبری
مجلس شورای اسلامی
خبرگزاری خانه ملت
ریاست جمهوری
مهرنیوز
بنیاد آفتاب (توسعه استان مرکزی)
استانداری مرکزی
وزارت کشاورزی
وزارت نیرو
خبرگزاری ایسنا
فارس نیوز
خبرگزاری ایرنا
تابناک
سازمان حفاظت محیط زیست
سازمان هواشناسی کشور
  • صفحه اصلی
  • زندگینامه
  • پیوندها
  • ارتباط با ما