اشاره:وجود خصومتهاي سياسي در فضاي سياسي كشور ضررهاي بسياري به كشور وارد ميكند.لذا ضروري است دلسوزان با تمسک به سخنان رهبري از هرگونه رفتار تفرقه آميز بپرهيزند.چرا که موضوع اصلي نبرد نرم ايجاد شكاف بين امت و امامت، شكاف بين رهبران جمهوري اسلامي، شكاف بين نخبگان، شكاف بين اقوام و مذاهب و اختلاف افكني بين احزاب و گروهها و تشديد تضاد بين علائق و سلايق مردم است.در گفتگو با مهندس عباس رجائی از نیروهای اصولگرای مجلس به بررسی سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع کارگزاران نظام و چگونگی و اهمیت وحدت بین مسئولین پرداخته ایم.
3-رهبر معظم انقلاب بحث جذب حداکثری و دفع حد اقلی را مطرح کردند.به نظر شما تا چه اندازه به این توصیه رهبری عمل شده است؟
4-پس از آنكه بحث وحدت مطرح مي شود اين سوال در اذهان شكل مي گيرد كه اين وحدت چگونه و با چه كساني بايد صورت گيرد.به نظر شما مواردي كه مي تواند مكانيسم وحدت را در كشور شكل دهد چيست؟
خوشبختانه قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بسيار شفاف و روشن بوده و همه مسائل را روشن كرده است.ما اگر به قانون اساسي رجوع كنيم مي بينيم كه بسياري از مسائل كشور در آنجا حل شده و هيچ نيازي به بحث و اختلاف نظر نيست.در خصوص تفكيك قوا قانون بسيار شفاف است و هر كدام چارچوب هايشان مشخص و تعريف شده است.اگر بخواهيم همين قانون را كه بسيار صريح مباحث را روشن كرده، تفسير بكنيم باز هم قانون شوراي محترم نگهبان را پيش بيني كرده است.رهبري در همين جلسه اخير با كارگزاران نظام وظيفه اي را به اين شورا محول كردند كه به موضوعات اختلافي دولت و مجلس رسيدگي و تفسير خود را ارائه دهد.يكي از مكانيزم هائي كه مي تواند وحدت را بين مسئولين عملياتي كند همين قانون است كه ما بايد به آن رجوع كنيم و به عنوان يك محور از آن بهره برداري نمائيم.حتي مجلس هم بايد به قوانيني كه خود تصويب مي كند احترام بگذارد و رعايت كند و ممكن است عده اي از نمايندگان قبل از تصويب يك قانون مخالف آن طرح يا لايحه باشند اما وقتي كه طرح يا لايحه فرايند قانون گذاري خود را طي كرد ديگر قانون محسوب مي شود و همه مي بايست به آن احترام بگذارند و آن را اجرا كنند.محور دومي كه مي تواند به وحدت ما كمك كند بيانات مقام معظم رهبري است كه براي همه ما فصل الخطاب و لازم الاتباع است.ايشان به مناسبت هاي مختلف سخناني را مطرح مي فرمايند كه در آن سخنان برخي چارچوب ها را ترسيم مي كنند.بر همه ما واجب است كه در اين چارچوب ها حركت كنيم.اگر ما واقعا معتقديم كه رهبري فوق قانون اساسي است و مباحثي كه مطرح مي كنند فوق قانون است پس بايد ايشان را يكي از مهمترين محور هاي وحدت بدانيم.
محور سوم وحدت، منافع ملي و مصالح نظام است.اين مورد اقتضاء مي كند كه ما با هر گرايش سياسي كه داريم روي اين موضوع اتحاد و اتفاق نظر داشته باشيم و خطوط قرمز و چارچوب ها ي آن را حفظ كنيم.متاسفانه عده اي هنجار شكني مي كنند و چارچوب هاي نظام را رعايت نمي كنند.اينها نمي توانند در دايره وحدت قرار گيرند.حال اگر مي خواهيم نقدي را نيز مطرح كنيم اين نقد در درون اين سه محور معنا پيدا مي كند.اگر قرار باشد ما نقد كنيم نقد بايد در چارچوب قانون،رهبري و مصالح نظام و منافع ملي معنا پيدا كند.خارج از اين ها ديگر نقد محسوب نمي شود.
5-بعضا در رسانه هاي جمعي و تريبون هاي عمومي مي بينيم كه روساي قوا انتقادات تندي را از يكديگر مطرح مي كنند.با توجه به اينكه روساي قوا جلسات مشترك دارند و مي توانند در اين جلسات صحبت هاي خود را مطرح كنند چرا بايد اين انتقادات از تريبون ها مطرح شود و دست مايه دشمنان قرار گيرد.نظر شما در اين خصوص چيست؟
من اعتقاد دارم اين موضوعات به سطح عمومي نبايد كشيده شود.رهبري در كشور ما طبق قانون اساسي وظيفه هماهنگي سه قوه را برعهده دارند و مرجعي هستند براي رسيدگي به اين قبيل موضوعات.علاوه بر آن خود اشخاص مي بايست شانيت جايگاه خود را رعايت كنند.هر چقدر مسئوليت بالاتر مي رود تاثيرات سخنان آن مسئول نيز افزايش مي يابد و انعكاس آن در فضاي داخلي و بين المللي بيشتر خواهد بود.گناهان مسئول نيز به مراتب مجازاتش بيش از افراد عادي است.ما در صحبت هاي امام(ره) و رهبري مي بينيم كه حتي دشمنان خود را با الفاظ نامناسب خطاب نكرده اند.توصيه ما اين است كه صحبت هاي خود را كنترل كنند.به نظر من هيچ عيبي ندارد كه ما از روي نوشته سخن بگوئيم.يعني كلمات دقيق و حساب شده باشد.قرار نيست كه ما هميشه از محفوضات خود استفاده كنيم.هر چه ما شفاهي صحبت كنيم ميزان اشتباهات ما نيز بيشتر مي شود.اما اگر از روي نوشته سخن بگوئيم و آن نوشته را قبل از قرائت براي نظر خواهي به چند نفر متخصص و اگاه از امر بدهيم بسيار مفيد خواهد بود و از بروز بسياري از سوء تفاهمات جلوگيري خواهد كرد.
6-چندي پيش شاهد بوديم كه رئيس مجلس قوانيني را براي اجرا به دولت ابلاغ كردند.اين موضوع حرف و حديث هائي را به دنبال داشت.تحليل شما از اين اقدام رئيس مجلس چيست؟
طبق قانون قوانيني كه در مجلس تصويب مي شود و فرايند قانون گذاري خود را طي مي كند پس از 2 هفته مي بايستي براي اجرا ابلاغ گردد كه اين كار بايد توسط رئيس جمهور صورت بگيرد.در همين قانون پيش بيني شده كه اگر اين كار توسط رئيس جمهور صورت نگرفت رئيس مجلس موظف است كه اين قانون را ابلاغ كند.از نظر قانون براي هر شهروند از زماني كه اين قانون در روزنامه رسمي منتشر شد لازم الاتباع است چه اين فرد آن را ديده باشد چه نديده باشد.اين يك فرايند عادي و قانوني است.ما نبايد از آن تفسير سیاسي كنيم.به نظر من اين گونه مسائل قبل از آنكه بحث برانگيز شود بايد سريع و صحيح انجام شود. همچنین مصوبات دولت نیز براي تطبيق با قوانين باید به مجلس ارسال شود.ما اين توقع را از دولت داريم.
7-پس از سخنان رهبر معظم انقلاب در جمع كارگزاران نظام برخي رسانه هاي بيگانه گفتند كه رهبر ايران بر مذاكره با آمريكا خط بطلان كشيدند.نظر شما در خصوص مواضع رهبري در اين باره چيست؟
ما معتقديم كه تبيين و تعيين سياست هاي كلي نظام در حوزه خارجي توسط مقام معظم رهبري صورت مي گيرد و ايشان در اين خصوص تنها مرجع هستند.قوا نيز ملزم هستند كه در چارچوب اين سياست ها عمل كنند.به نظر من دقيق ترين فرد پس از امام(ره) در خصوص آمريكا و شناخت نيات پليد آن رهبري هستند.ايشان به درستي اين دولت را شناخته و از افكار و اهداف آنان آگاهي كامل دارند لذا مواضعي كه اتخاذ مي كنند كاملا دقيق است.وقتي همه دنيا مي گفتند كه اوباما آمده تغيير ايجاد كند و دنبال اين بودند كه بحث مذاكره و ارتباط را مطرح كنند رهبري موضع خردمندانه اي اتخاذ كردند و فرمودند كه اگر دست آهني آمريكا با پوشش مخملي به سوي ما دراز شود براي ما هيچ ارزشي ندارد.بعد ها ديديم كه همين اتفاق افتاد و پوشش مخملي از روي دستان آهني آمريكا كنار رفت و ماهيت ان براي ما بار ديگر آشكار شد.بر همين اساس است كه همگان اعم از دوست و دشمن بر تيزبيني ايشان و مواضع به موقع ايشان اذعان دارند.يكي از موضوعاتي كه رسانه هاي بيگانه به آن اعتراف كرده اند همين موضوع است كه گفتند تنها كسي كه در ايران آمريكا را خوب شناخت رهبر ايران بود.رهبري اين اعتقاد را دارند كه در مذاكره بايد يك فضاي متوازني برقرار باشد.مذاكره يك امر دو جانبه است.اينكه ما مجالسه اي داشته باشيم كه در آن مجالسه زياده خواهي بخواهد صورت بگيرد و صحبت هاي طرف مقابل از موضع قدرت باشد و توازن به هم بخورد از نظر ما مطرود است و معناي مذاكره نمي دهد.بحث رهبري اين است كه هر گاه اينها در قالب يك كشور آمدند و در خواست مذاكره دادند و هيچ پيش شرطي را براي مذاكره تعيين نكردند و در مقابلش ايران اسلامي را به عنوان يك كشور مستقل شناختند مي شود با آنها مذاكره كرد.نكته ديگر اينكه هر دو طرف بايد به نتيجه مذاكره پايبند باشند.نه اينكه هر آنچه به نفعشان بود عمل كنند و به بقيه مفاد بي اعتنا باشند.ما تا زمانی که آمریکا به حمایت از رژیم جنایتکار اسرائیل می پردازد و از او در برابر کشتار مردم بی دفاع فلسطین دفاع می کند مذاکره نمی کنیم. تا زمانی که آمریکا دست از توطئه گری نسبت به انقلاب اسلامی ایران برندارد نمی توان با او مذاکره کرد.آمریکا باید حقوق ملت ایران را به رسمیت بشناسد و از رفتار های دوگانه خود دست بکشد.آنها از یک سو بحث مذاکره را مطرح می کنند و از سوی دیگر دست به تحریم های گسترده علیه ملت ایران می زند.ما با کسانی که سیاست چماق و هویج را در پیش گرفته اند مذاکره نمی کنیم.
8-اصولگرايان و بسياري از نيرو هاي ارزشي از برخي مواضع نزديكان رئيس جمهور نگران و دلخورند.نمايندگان مجلس نيز اخيرا نامه اي در همين مورد به رئيس جمهور نوشته اند.هدف از اين تذكرات چيست؟
توصيه ما اينست كه آقاي مشائي خود را اصلاح كند.متاسفانه وي در ارتباط با مباحثي كه هر از چند مطرح مي كند جز جنجال آفريني و ايجاد مسئله در ميان دوستان چيز ديگري نداشته است.درست است كه ما يك تمدن بيش از 7 هزار ساله داريم ولي اين تمدن وقتي كه اسلام بر آن وارد شد بعضي از اجزاء آن را مطرود دانست و برخي را تائيد كرد.نه اينكه ما بخواهيم اين تمدن را فراموش كنيم،اما اينكه ما نظام اسلامي را كنار بگذاريم و بعد مكتب ايراني را مطرح كنيم به اين بهانه كه خيلي ها مدعي اسلام اند و برداشت هاي مختلفي از آن مي شود بحث خطائي است و راه را گم كردن است.يكي از افتخارات امروز ما اين است كه داريم به سمت اجراي احكام اسلامي حركت مي كنيم و جمهوري اسلامي داريم.اگر جمهوري اسلامي را داشته باشيم ايرانيت خود را نيز داريم ولي اگر ايرانيت را بگيريم ديگر اسلام را نداريم.رفتار نمايندگان رفتار صحيحي بود و برخواسته از عمق ملت ايران بوده و آقاي مشائي بايد اين رفتار ها و صحبت هاي خود ر ا اصلاح كند و در مباحثي كه در حوزه تخصص و وظايف او نيست وارد نشود.
9-يكي از مباحثي كه رهبر معظم انقلاب در جمع كارگزاران مطرح كردند بحث واردات بود.ايشان خواستار اصلاح وضعيت موجود واردات شدند.به نظر شما در حوزه كشاورزي كه بخشي از واردات ما را به خود اختصاص داده ما با مشكل قانوني مواجه هستيم.اساسا مشكلات موجود بخش واردات را در چه مي دانيد؟
ما در حوزه كشاورزي كه يكي از موضوعات مبتلا به جامعه ماست 3 قانون داريم كه در جهت اصلاح ساختار واردات و مديريت آن راهكار نشان داده كه متاسفانه رعايت نمي شود.ما مي خواهيم بگوئيم دولت محترم اين 3 قانون را اجرا نمي كند و اگر اجرا شود منويات رهبر انقلاب هم محقق مي شود.يكي قانون جامع نظام دامپروري كشور است كه با صراحت به توليد داخلي تاكيد دارد و اگر وارداتي صورت مي گيرد بايد به نفع توليد كننده داخلي باشد نه ضرر او.دوم قانون بودجه است كه مدل داده چه كالاهائي بايد وارد شود و چه كالائي وارد نشود.همچنين چگونگي اعلام تعرفه را نيز ذكر كرده است.سومين قانون افزايش بهره وري بخش كشاورزي است كه ضمن اينكه واردات را تائيد مي كند اما يكسري محدوديت هائي براي آن ايجاد كرده است.دولت اين 3 قانون را اجرا نمي كند.مثلا در خصوص برنج هاي هندي 2 كميسيون مجلس اعلام كردند كه اين برنج ها آلوده هستند اما باز دولت اين برنج ها را وارد مي كند.به نظر من ما در حوزه كشاورزي مشكل قانوني نداريم بلكه مشكل عدم اجراي قانون است.


















